السيد الخميني

134

ديوان امام ( فارسى )

محرم عشق وه چه افراشته شد در دو جهان پرچم عشق * آدم و جنّ و مَلَك مانده به پيچ‌وخم عشق عرشيان ناله و فريادكُنان در ره يار * قدسيان بر سر و بر سينه‌زنان از غم عشق عاشقان از در و ديوار هجوم آوردند * طرفه سرّى است هُويدا ز در مُحكم عشق ريزه‌خوارانِ در ميكده شاداب شدند * جلوه‌گاهى است ز رندان به درِ خاتم عشق غم مخور اى دل ديوانه كه راهت ندهند * پيش سالك نبود فرق ز بيش‌وكم عشق به حريفانِ ستم‌پيشه پيامم برسان * جز من مست نباشد دگرى محرم عشق